آنان سخت مقهور مراجع استناد بودند، وگرنه احكام نجوم چگونه ميتوانست اين همه دوام آورد؟ مسلماً در اعصار اخير است، كه سرانجام اهل تجربه جنگ را بردند، و در اين ميان تنها خودشان از پيروزي برخوردار شدند، تودهٴ مردم هنوز و شايد هميشه در اسارت خواهد ماند.
تنها در دورهٴ زندگي ماست، كه مرام كامل علم اظهار شده است: هرگز مرجع استنادي وجود ندارد، هيچ مرجع غايي نيست، بشريت هميشه در راه خويش بهسوي مقصد پيش ميرود، پيوسته حقايق ناقص را با حقايق ديگري عوض ميكند كه داراي نقص كمتري است، به خود هدف، يعني حقيقت كامل، شايد هرگز نرسيم، گرچه ممكن است بينهايت بدان نزديك شويم.
به موضوع طب بازگرديم؛ ميتوانيم ردپايي ولو كوچك، ولي اميدواركننده از رونق مشاهدات باليني را نخست در سدهٴ دوازدهم، در جهان عرب، و سپس در سدهٴ بعدي، در قلمرو لاتيني ببينيم.
رستاخيز عربي را ميتوان در رسالههاي مفصلي از مجموعهٴ امور تجربي ملاحظه كرد، از قبيل
المُجَرًبات ابوالعلا بن زهر قرطبي (پدر ابن زُهر معروف) المجربات ابن تلميذ مسيحي بغدادي، و مجربات دو پزشك يهودي مصري به نامهاي ابن مُدَوّر و ابن ناقِد. عمداً اين عناوين مشابه را ذكر كردم. همهٴ اين كتابها داراي اسم معنادار مجرّبات است، بهمعني اموري كه بهتجربه رسيده است. شك نيست كه ما نبايد ارزش ظاهري آن مجربات را درنظر داشته باشيم؛ روح تجربي دريافتن راه خويش بينهايت بطيأ بود. ميتوان تصور كرد كه واژهٴ مجربات مانند معادل لاتينياش (experimenta) بيهوده مورد استفادهٴ كساني قرار ميگرفت كه دقيقاً نميدانستند تجربه چيست. همچنانكه روشهاي تجربي تدريجاً بر روي هم انباشته ميشد و روح تجربي رشد ميكرد و به مرحلهٴ بلوغ خويش ميرسيد، در واقع معني كلمهٴ تجربه (و معادلهايش) هم بايستي تغيير مييافت. كاربرد اوليهٴ آن هر قدر هم خام بوده باشد، اين مجربات بسيار گوياست: ميتوان آنها را همچون مظاهر سادهٴ پيدايش مجدد روح تجربي دانست. قرنها، وقت لازم بود تا روح تجربي در علوم جديد دميده شود، ولي آغاز هر كار بزرگي ناگزير كُند است، و اين آغاز، هر قدر هم خام و ساده باشد نبايد چندان موجب شگفتي ما شود.
معلوم است كه مجربات از اكسپريمنتا در سطح بالاتري بود، چون واژهٴ لاتيني بهطور دهشتناكي بد بهكار رفته بود.1 معادل بهتري براي واژهٴ عربي
مشاهدات طبي2 است كه دستكم دو مجموعهٴ جالب از آن متعلق به نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، در دست است، يكي از تاديو آلدروتي و ديگري از گيللمو كوروي. عجيب است كه اين گزارشهاي باليني بهدست اينگونه مردان نوشته